ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

100

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

به همين سان چون قريشى نبود نمىپذيرفتند . عمر هرگز كسى از خويشان خود را براى جانشينى در نظر نگرفت . رواياتى وجود دارد كه او پيشنهادهايى را كه براى منصوب ساختن بزرگترين پسرش ، عبد اللّه ، شده بود با خشم رد كرد و گفت كه او حتّى نمىتواند زنش را طلاق دهد . « 1 » كايتانى معتقد است كه عمر ابدا چنين شورايى تعيين نكرد ، بلكه اعضاى اين شورا ، خود ، پس از مرگ عمر ، بر اين اساس كه قبلا مشاور او بودند اين شورا را تشكيل دادند . كايتانى معتقد است كه چند نفر از اعضاى اين شورا ، بويژه على عليه السّلام ، زبير و طلحه ، در قتل عمر دست داشته‌اند و چون خليفه به احتمال بسيار زياد از تبانى آنان مطلع بوده ، ممكن نيست آنها را انتخاب كرده باشد . « 2 » وجود اين واقعيّت كه عمر تنها اندكى پس از آن كه هشدار داد « طايفه‌اى مىخواهند حكومت را از مردم غصب كنند » به قتل رسيد مىتواند تصور وجود توطئه‌اى را كه على عليه السّلام در آن دست داشته تقويت كند . با اين همه ، نظريهء كايتانى مبنى بر وجود توطئه‌اى در بين صحابه نخستين براى قتل عمر مبنايى قابل قبول در منابع ندارد . اعمال انتقام‌جويانه نسنجيده‌اى كه پسر عمر ، عبيد الله ، مرتكب شد و كايتانى آنها را شاهدى بر اثبات ادعاى خود مىداند ، به رفتار ديوانگان شباهت داشت ، نه به كردار كسانى كه از دانش درونى برخوردارند . اين كه مىگويند حفصه ، دختر عمر ، مشوق عبيد اللّه بود « 3 » بازهم وجهه‌اى عقلايى به انگيزه‌هاى عبيد اللّه نمىبخشد . با آن كه ابو لؤلؤة بلافاصله پس از قتل عمر كشته شد يا خودكشى كرد ، عبيد اللّه نه تنها هرمزان ، فرمانده ايرانى ، را كه به اسلام گرويده و در امور ايران مشاور عمر بود كشت ، بلكه به قتل جفينه ترسا « 4 » و دختر جوان ابو لؤلؤة نيز مبادرت

--> ( 1 ) ابن سعد ، طبقات ، ج 3 / 1 ، ص 248 ؛ بلاذرى ، انساب ، ج 5 ، ص 17 ؛ ابن شبّه ، تاريخ المدينة ، 923 ؛ طبرى ، ج 1 ، ص 2777 . ( 2 ) تاريخ اسلام ، ج 5 ، ص 40 - 51 ، لوى دلاويدا كه در مقاله خود با عنوان « عمر » در دايرة المعارف اسلام عموما از برداشتهاى كايتانى پيروى مىكند ، نظريه او دربارهء توطئه مهاجرين براى قتل خليفه را نمىپذيرد . اما به اين نظر متمايل است كه عمر كسى را به عضويت در شوراى منتخب نگماشت و اگر زنده مانده بود خود كسى را انتخاب مىكرد . ( 3 ) تاريخ اسلام ، ج 5 ، ص 70 . ( 4 ) جفينه از مسيحيان حيره بود كه سعد بن ابى وقاص او را به مدينه آورد تا به فرزندانش و ديگران خواندن و